X
تقدیــــم به یـــاس عزیزم

...........................................از تولدتا


خاطرات کودکی شاهزاده زیبای من یاسین

 

 

موضوع :

يکشنبه 4 آبان 1393 |

مسافرت تابستان 94

امسال تابستون یه سفر به شمال داشتیم

 

موضوع :

سه شنبه 3 آذر 1394 |

تولد 4 سالگی به روایت تصویر

 

 

دلم میخواهد که یاسین جونم بوسه بارونت کنم

تمام عشق و هستیمو نثار اون جونت کنم

دلم میخواد که هر نفس جونمو قربونت کنم

ماه و ستاره ها رو باز فدای چشمونت کنم

 

سلام قشنگ ترین بهانه برای زندگی

 

 

خدایا تو را سپاس

موضوع :

دوشنبه 2 آذر 1394 |

خاطرات دیماه

یاسینم ! عطر نفسهای تو طعم عسله                                 طپش نبض تو آیینه ی شعر و غزله

پسرم من بشوم فدای خندیدن تو                                         جانم از شوق پره ، روی تو ماه ازله

 

سلام پسرم الآن که برات مینویسم ساعت 5:45 دقیقه بعد از ظهر روز چهارشنبه و تو خوابی و من خیلی با عجله اومدم تا شروع بهمن ماه 93 و44 ماهگیـــــــــــــــــــــــــــــتو تبریک بگم

خداروشکر دیماه آرومی رو گذروندیم و خانواده ی دایی جون به سلامتی  از مکه اومدند و این عکس آخرم همون روزی که دایی جون اومد ازتون گرفتم تا برای همیشه خاطرات اون روز به یاد موندنی به یادگار بمونه .............

همون شب موقع برگشت به خونه  .....................بای بای

یاسین : مامان تو دایی جونت هیچی برات نمیخره ؟غمگین

من : نه پسرم چشمک

یاسین : عیبی نداره  ناراحت نباش من  موتورمو بهت میدم باهاش بازی کنی غمناک

روزمرگی های این روزای پسرم : شبکه پویـــــــــــــا ، بازی با صندلی های میز ناهار خوری که حکم اسب  پیدا کرده ، بازی با حلقه های رنگی که حکم ماهی داره و مامان ملیحه بیچاره با قلاب از روی تختخواب باید صید کنه ، بازی کارت های آموزشی که هر روزی که میگذره یاسینو کنجکاو تر میکنه مثلا مامان سنجاب چی میخوره؟

قربونت برم همین الآن بیدار شدی ومنو صدام میزنی

فرزندم  بی نهایت دوستت دارمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به امید این که همیشه سلامت و شاداب باشی و من و بابا حمید شاهد بزگتر شدنت محبتمحبتمحبت 

موضوع :

چهارشنبه 1 بهمن 1393 |

خاطرات آذرماه

سلامـــــــــــــــــــــــــــــــــ

من محمد یاسین هستم مامانم این روزا خیلی سرش شلوغه منم تصمیم گرفتم واسه آپدیت کردن وبلاگم خودم اقدام کنمچشمکچشمک

این روزا خیلی زود میگذره و پاییزم به همین سرعت تموم شد اواخر پاییز یه سفر به مشهد داشتیم که خیلی بهمون خوش گذشت و من واسه ویزیت دندونام پیش دکتر رفتم و یه هدیه کوچولو از آقای دکتر گرفتم همون شبی که برگشتیم  شب یلدا بود به همین خاطر مراسم یلدا سه شب قبل خونه خاله آرزو برگزارشد ، به من که خیلی خوش گذشت و کلی عکس یادگاری گرفتیم  حالاعکسای یـلدا و ادامــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

راستی فردا دایی جونم ، زن دایی و محمد کیان میرند مکه خداجونم خودت مواظبشون باش آخه محمد کیان خیلی کوچولوی مامانم میگه سه ماه دیگه دنیا میاد و من میبینمش  بوسبوس

این عکس رو دیروز که از حموم اومدم مامانم گرفته

 

تا پست بعدی که نمیدونم کی میام خدافظبای بای

 

 

موضوع :

شنبه 6 دی 1393 |

در آستانه 43 ماهگی

عشق من دنیا چه آرام است بخواب                        در کویر غصه باران است بخواب

برگ پاییزی شده فرش زمین                         شور و عشقت در دل و جان است بخواب

سلام پسر عزیزم ! امروز دوشنبه ساعت 17:43 مورخ 93/9/10

این روزا خیلی شیرون زبون شدی والبته یه کم شیطون ، یکی دو روزه از بن تنی دراومدی و در حال حاضر ادعا میکنی من مرد عنکبوتی ام ، خدا آخر و عاقبت ما رو به خیر کنه ..............................................آمین شاکیشاکی

دو سه روز قبل رفتیم مهمونی سفره پهن شد و بندگان خدا در حال تقسیم ماست بودند که تو رو وسط دادند یکهو با صدای بلند گفتی ...............................مگه من آدم نیستم که به من ماست نمیدین حالا منو بگوتعجبتعجب

امروز آخرین روز روضه مامان جون بود روز سوم مصادف شده بود با شهادت حضرت رقیه که از حاج آقا خواهش کردیم که شعری که در وصف حضرت رقیه بلدی بخونی و یک جایزه ( عطر ) از حاج آقا گرفتی ، شعرشو ادامه مطلب میزارم تا به یادگار بمونهمحبتمحبت

اینم یه عکس یادگاری در حال پذیرایی عزادارهای امام حسین در روز تاسوعا(خونه بابا جون)

              


ادامه مطلب

موضوع :

دوشنبه 10 آذر 1393 |

ای وای چکار کنم

سلام پسر 1260 روزه ی من !

سلام به همه ی دوستایی که محبت دارند و به ماسر میزنند ، امروز میخواستم با کلی عکس و خبرای جدید بیام اما حقیقتش حوصلشو نداشتم آخه دو شبه که یاس از درد دندون نتونسته بخوابه و من نگران..................................بی حوصلهبی حوصلهبی حوصلهبی حوصله

دکتر میگه باید برین یه شهر دیگه و بیهوشش کنید تا کار دندونشو انجام بدند چون به هیچ عنوان حاضر به همکاری نیست تو رو خدا اگه راه حلی دارید ما رو تنها نزارینغمگینغمگینغمگین

به امید این که هیچوقت کوچولوهای نازمون مریض نباشند و ما همیشه شاهد صورت خندونشون باشیممممممم.............

آمین .........یارب العالمینبی حوصلهبی حوصلهبی حوصله

موضوع :

جمعه 23 آبان 1393 |

خاطرات شهریور ومهرماه 93

نفسم شاید تنها دلیل زنده بودنم باشد ولی بی شک تو تنها دلیل همین نفسی

 

سلام قند عسل مامان!

خیلی دوست دارم بدونم الآن که در حال خوندن این پست هستی چه احساسی داری و چند سالته اما امیدوارم سالم ، شاداب و امیدوار زندگی کنی

پسرم این دو ماهی که گذشت خاطره های فوق العاده شادی رو پشت سر گذاشتیم 06/27  عروسی خاله زینب و 07/26 دامادی عمو امیر بود که حسابی خوش گذروندیم

این عکس متعلق به عروسی خاله زینب

قابل توجه : میخوام با این نیای نوشابه کاردستی درست کنم خطا

این عکس متعلق به عروسی عمو امیر که با صبای عمه گرفتی قربونت برم خوب ظهر به جای اینقده شیطونی یه ذره میخوابیدی که حالا اینقدر خوابت نیاد خوابخواب

 


ادامه مطلب

موضوع :

يکشنبه 4 آبان 1393 |

عاشقتتتتتتتتتم

توراچون موج دریا دوست دارم

چو گل همقدر دنیا دوست دارم

تک اندر وادی مهرو محبت

جدا از کل غمها دوست دارم

دل تو وقتی میگیره دل من میخواد بمیره حاضرم دلم بمیره تا دلت هییچوقت نگیره

 

 

موضوع :

چهارشنبه 9 مهر 1393 |

تیر و مرداد93

 

سلام به پسرم ، گل پسرم ، تاج سرم

بعد از کلی تأخیر با خبرای خوب و بد زیادی اومدم : خبرای خوبی مثل عقد عمو امیر که 27 ماه رمضون بود که خیلی خوش گذشت و دوم اینکه تعطیلات عید فطر یه سفر به مشهد داشتیم بعد از دو روز از سفر به پیشنهاد خانواده عمو مسعود (شوهر خاله زینب) که مهمونشون بودیم عقد خاله زینب در حرم امام رضا برگزار شد و از اون روز به بعد لحظه ای رو از گشت و گزار شاندیز و میامی و چالیدره و پارک ملت و خرید از دست ندادیم و بعد از 6روز به شهرمون طبس برگشتیم شب همون روز برگشت عروسی پسر عمه( رضا ) بود عروسی فوق العاده عالیی بود و من خوشحال ازسفروعروسی چون این چندروزاوج خوشی رودرچهره پسرم میدیدم خدایا عاشقتم.

 

                       

اینجا رفته بودیم پارک ملت 

اینم یه عکس از ورودی چالیدره شب خیلی سردی بود یادش بخیر ..........................

حالا میخوام از خودت بگم : یه پسر فوق العاده باادب و آرام که این با ادبیت اعصابمو خورد میکنه ، بسیار بسیار بانظم  ، خیلی کم اشتهایی که  بزرگترین دغدغه این روزای منه ، اما عاشق بلبل زبونیتم ، نمودار رشدقدخوبی نداری نمیدونم چکارت کنم ، قد 89 و وزن 14 کیلو رو داری خدارو شکر که خدا یه پسر سالم و باهوش به من داده خلاصه این که عکسای زیادی ازت گرفته بودم اما حالشو ندارم واست بزارم امروز به وبلاگ علیرضا سر زدم خیلی دلم گرفت آخه مامان علیرضا از خاطرات آوینا و پدرو مادرش نوشته بود ، آوینا در حادثه سقوط هواپیمای طبس ما رو تنها گذاشت نمیخواستم خبر بد واست بنویسم اما نتونستم اسمی ازش نیارم آوینای عزیز روحت شاد،دوستانی که این پست و میخونید آدرس وبلاگ آوینارو نمیزارم چون نمیخوام با شنیدن صدای آوینای دوست داشتنی حال منو پیدا کنید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یادمان باشد شاید شبی آنچنان آرام گرفتیم که دیدار صبح فردا ممکن نشد

                      پس به امید فرداها محبتهایمان را ذخیره نکنیم

 

موضوع :

دوشنبه 27 مرداد 1393 |

وچه زود میگذرد!

 

 

نازنینم 1150روزگیت مبارک (38ماهگی)

 

سلام پسرم : برات بگم از این روزا !

این روزا خیلی شیرین زبون شدی طوری که بعضی وقتا حرفایی میزنی که باورم نمیشه حرف خودته

تصمیم گرفتم واسه تعطیلات تابستون بفرستمت کلاس حفظ قرآن چون ساعتش کمه وهمراه با نقاشی و شعره خسته نمیشی ،دیروز وقتی اومدم دنبالت معلمت خیلی از پیشرفتت تعریف میکرد خوشحالم که پسر باهوشی مثه تو دارم ..................................................................................................................................... ......................

 حالا یه ذره از دایره لغاتت بگم و بریم حاضر بشیم آخه افطار خونه عمه نرگس دعوتیم تسلط کامل در بیان کلماتو داری فقط یه ذره جمله بندیت مشکل داره که اونم تعمیر میشه ،هه هه هه............................................................................

به طور مثال :یاس مواظب خودت باش  

جواب : مواظب خودم می باشمآرام

در ضمن این عکسا که گذاشتم خونه ویلایی باباجونه که تو باغچه بوته هندونه زیاد داره اما هندونه نداره هروقت میخوایم بریم قبلش باباجون وسط بوته ها هندونه قایم میکنند به محض این که میرسیم دوون دوون میری که هندونه بچینی ، باپیداکردن هرهندونه ای انگار یه دنیا به باباجونو مامان جون دادی ، یاسین عزیزم :خوشحالم که با بودنت باعث خوشحالی قلبهایی شدی که قلبم به قلبشون بنده ........................................حال کردی جمله روآرامچشمکبای بای

 

 

 

موضوع :

چهارشنبه 18 تير 1393 |

تولد یاس و باباش مبارک

بهترین آهنگ زندگی من تپش قلب توست و قشنگترین روزم روز شکفتنت

 

گل نازم تولدت مبارک

 

 

تمام وجودم را در قلبم ، قلبم را در چشمانم ، چشمانم را در زبانم خلاصه میکنم تا بگویم:

 

روز تولدت مبارک

 

 

بعد از فوت کردن شمع تولد بابا حمید به قول خودت بابا خمید

 

از اینجا به بعد متعلق به تولد خودته پسرم که : ماجراهایی داشتیم روز تولد تو باتولد عمو محمد (شوهر خاله آرزو)توی یه روزه و از اونجایی که مصادف شده بود با روز بعد نامزدی خاله زینب و قرار گردش و تفریح ، منو خاله آرزو تصمیم گرفتیم یه جشن خودمونی بگیریم که خیلی هم خوش گذشت

اما اون روز همه بچه شده بودند و من موفق به گرفتن چند تا عکس درست و حسابی نشدم هرکس که میخواست عکس بگیره صورتش و پر برف شادی میکردند یا همه میپریدند وسط اینطور بود که ...........................................

 

 

و چند تا عکس فقط واس خاطر یادگاری

 

 

 

دوستت دارم تا ابد........................................................................................

موضوع :

دوشنبه 9 تير 1393 |

روز پدرمبارک (93/2/23)

به دنبال قشنگ ترین واژه ها و کلمات میگردم

اما هیچ کلمه ای نمیتواند عظمت حضور تورا

درزندگی من وصف کند...........................

فقط میگویم دوستت دارم پدر.................

 

 

پدرم ،بابا حمیدجونم روزت مبارک.......................................................................

 

 

همسر عزیزم دوستت دارم

.

 

موضوع :

چهارشنبه 24 ارديبهشت 1393 |

روز مادر برهمگان مبارک

ا                                         از مرگ نمیترسم

                                                      من فقط نگرانم

                                                              که در شلوغی آن دنیا

                                                                          مادرم را پیدا نکنم

 

روز مادر

 

                 یاسین عزیزم

                    برای خوشبختیت برترین ها را و برای زندگیت بهترین روزها را آرزو دارم .........

                   سالیان سال چراغ زندگیت نور باران

 

خاطره روز مادر و سادگی کودکانه:

به مناسبت روز مادر واسه مامان جون یه سرویس کارد وچاقو خریدیم

وقتی وارد خونه مامان جون شدیم همه اومده بودند و همه منتظر ورود تو بودند

اومدی تو خونه و .........................

به محض دیدن مامان جون همین طور که کادو رو میکشیدی گفتی :

عیدتون مبارک اینم چاقوهاتون

یهو مثه بمب ترکید واینقدر همه خندیدند که نگو ، قربون سادگیت برم عزیزم

 

 

موضوع :

دوشنبه 22 ارديبهشت 1393 |

خاطرات انجام سنت یاسین کوچولو

سلام عزیز دلم 

 این هفته ای که گذشت خیلی هفته ی پر دردسری بودما واسه انجام سنت به همرایی عمو محمد (شوهر

خالت) به بیرجند رفتیم تا اونجا راحتتر کارتو انجام بدند خاله آرزو هم که واسه دانشگاه همونجا بود از قبل همه کارارو ردیف کرده بوداما من خیلی استرس داشتم میترسیدم که تو از ترس از هوش بری   

هی خودمو نفرین میکردم آخه وقتی کوچولو بودی بابا واسه انجامش خیلی اسرار کرد ولی دلم نمیومد ختنه

بالاخره ......

جونم واست بگه پسرم که :

ساعت 6 راه افتادیم و ساعت 8:5 اونجا بودیم ساعت 10 کارت تموم شد وما همگی برگشتیم اما قربونت برم

چه طوری رفتی ختنهچه طوری برگشتی  ممگیج ومنگ ، تا همینجا خواب بودی

سه روز همه بهت میگفتند خان یاسین همه دست به کار جنابعالی رو باد میزدند با سرنگ بهت آب

میدادیم ، عیبی نداره عزیزم امیدوارم این خاطره یادت نمونه وما رو ببخشی چاره ای نداشتیم

حالا خاطراتی که یادگار موند :

داد میزدی اینو بگیرش اینو بگیرش بیچاره دکترو میگفتی ، بیچاره فقط میخندید

دادمیزدی ولم کن میخوام برم بوم بوم بخونم این یه آهنگ از افشینه که خیلی دوست داری

اینجا بود که عمو محمد شروع کردند به خوندنش همه اتاق عملیها میخندیدند

الهی نبینم بابا فقط خشکش زده بود فقط نگا میکرد

نمیدونم الآن که داری این پست رو میخونی چه احساسی داری اما اینو بدون که منو بابا تا ابد همراهتیم

دوستت دارم تا بینهایت .................................

موضوع :

يکشنبه 17 فروردين 1393 |

بهار زندگیمان سومین نوروز زندگیت مبارک

93

93

ورودی باغ گلشن

   

یاسین عزیزم درحال تماشای خرگوشها

یاسین منتظر ورود پلیکانها

یاسین و دخترعمه صبا  (سیزده بدر )

بهار زندگیمان این سومین سالیه که در کنار ماهستی دو تا جمله است که باید بهت

بگم :

یکی شکر خدا از بودنت توی سالهای گذشته

دوم آرزو واسه در کنار هم بودنمون در سال آینده

موضوع :

17 فروردين 1393 |

صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد


درتاریخ 1390/2/23روزجمعه ساعت 10:40ظهردربیمارستان امام خمینی طبس خداوند هدیه زیبایی رابه ما بخشید. (وزن 2/900قد47) $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$_____________________________$$ $$_________$$$$$$$$$$__________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$_________$$$$$$$$$$__________$$ $$_____________________________$$ $$_____________________________$$ $$______$$$$$_______$$$$$______$$ $$____$$$$$$$$$___$$$$$$$$$____$$ $$___$$$$$$$$$$$_$$$$$$$$$$$___$$ $$___$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$___$$ $$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$____$$ $$______$$$$$$$$$$$$$$$$$______$$ $$________$$$$$$$$$$$$$________$$ $$__________$$$$$$$$$__________$$ $$___________$$$$$$$___________$$ $$____________$$$$$____________$$ $$_____________$$$_____________$$ $$______________$______________$$ $$_____________________________$$ $$_____________________________$$ $$___$$$$$$$$$_____$$$$$$$$$___$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$$_______$$$$$$_____$$ $$______$$$$$$_____$$$$$$______$$ $$________$$$$$$$$$$$$$________$$ $$__________$$$$$$$$$__________$$ $$_____________________________$$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$_____________________________$$ $$_________$$$$$$$$$$__________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$___________$$$$$$____________$$ $$_________$$$$$$$$$$__________$$ $$_____________________________$$ $$_____________________________$$ $$______$$$$$_______$$$$$______$$ $$____$$$$$$$$$___$$$$$$$$$____$$ $$___$$$$$$$$$$$_$$$$$$$$$$$___$$ $$___$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$___$$ $$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$____$$ $$______$$$$$$$$$$$$$$$$$______$$ $$________$$$$$$$$$$$$$________$$ $$__________$$$$$$$$$__________$$ $$___________$$$$$$$___________$$ $$____________$$$$$____________$$ $$_____________$$$_____________$$ $$______________$______________$$ $$_____________________________$$ $$_____________________________$$ $$___$$$$$$$$$_____$$$$$$$$$___$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$_________$$$$$_____$$ $$_____$$$$$$_______$$$$$$_____$$ $$______$$$$$$_____$$$$$$______$$ $$________$$$$$$$$$$$$$________$$ $$__________$$$$$$$$$__________$$ $$_____________________________$$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$


باران کوچولو
مهرسا و هوراد
محمد طاها
فاظمه جون
وبلاگ علی
پرهام جون
شیرین کاریهای علیرضا
آیدین عزیز
ستاره جون
مبین کوچولو
سایه
وروجک مامانی
دانشجویان ارشد حسابداری طبس
سپهرکوچولو
عروسکم سانلی
بردیاجون
آروین عسل
danak
رونیکا جون
رادین عزیز
رادوین کوچولو
معین کوچولو
شیوا ومامی
پریساجون
آراد و باران کوچولو
منو نی نی و باباش
جوجو کفتر
تمام زندگیم نیلو
آرتین 91
شاهزاده کوچولوی ما کیارش
rayan
آروین گلم
آرین عشق زندگی
امیر مهدی شکوفه گیلاس
برای آنیسای عزیزمان
خاطرات عاقد
امیرپارسا
هانا جون
عشق مامان و بابا آراد جونم
سفرنامه های پرنیان
سوشیانت ثمره عشق مامان بابا
بانی عشق
سه فرشته
کوچولوی خونه
بردیا در آیینه
نیکو جون
عطرین جون
وبلاگ عمو پورنگ
دخملی شکلک
آرسام من
آرین جون
جوجو من
ثمین جون

سه شنبه 3 آذر 1394
دوشنبه 2 آذر 1394
چهارشنبه 1 بهمن 1393
شنبه 6 دی 1393
دوشنبه 10 آذر 1393
جمعه 23 آبان 1393
يکشنبه 4 آبان 1393
چهارشنبه 9 مهر 1393
دوشنبه 27 مرداد 1393
چهارشنبه 18 تير 1393
دوشنبه 9 تير 1393
چهارشنبه 24 ارديبهشت 1393
دوشنبه 22 ارديبهشت 1393
يکشنبه 17 فروردين 1393
پنجشنبه 1 اسفند 1392
چهارشنبه 23 بهمن 1392
يکشنبه 20 بهمن 1392
سه شنبه 10 دی 1392
دوشنبه 9 دی 1392
پنجشنبه 30 آبان 1392
سه شنبه 14 آبان 1392
شنبه 11 آبان 1392
جمعه 10 آبان 1392
پنجشنبه 9 آبان 1392
چهارشنبه 8 آبان 1392
سه شنبه 26 دی 1391
چهارشنبه 27 ارديبهشت 1391
سه شنبه 27 دی 1390
چهارشنبه 18 آبان 1390
پنجشنبه 5 خرداد 1390

مسافرت تابستان 94
تولد 4 سالگی به روایت تصویر
خاطرات دیماه
خاطرات آذرماه
در آستانه 43 ماهگی
ای وای چکار کنم
خاطرات شهریور ومهرماه 93
عاشقتتتتتتتتتم
تیر و مرداد93
وچه زود میگذرد!
تولد یاس و باباش مبارک
روز پدرمبارک (93/2/23)
روز مادر برهمگان مبارک
خاطرات انجام سنت یاسین کوچولو
بهار زندگیمان سومین نوروز زندگیت مبارک
به هوای صحرا گردش ( 1 اسفند)
خونه خاله به روایت تصویر(92/11/23)
اولین دیدار برفی
یلدات مبارک عزیزم
تفریحات یاسین
روزی که یاس مریض شد
عروسی
شمال
شیرینی خورون یاسین
شیرین زبونیهای یاسین
زیارت
یاسین ومحمد(پسرعمه)
تره بار
تولد دایی جون
عروسی عمو علی

گلچین قالب وبلاگ
دانستنی ها
بیمه تأمین آتیه فرزندانمان
ول شدگان
تغذیه کودک
شخصی
خنده میخوای بفرمااااااااااا
دنیای شکلها ی زیبا
گذری در آسمان کودکی
سرزمین جدیدترین شکلکها
روانشناسی کودکان
آموزشکده هنر برای مامانها
آشپزیهای مامانم
آوین ثمره عشق مامان وبابا
شیوا ومامی
پرپرواز
طراحی
چگونه کودکی مستقل داشته باشیم
سلامت زندگی کنیم
مامان روانشناس
کودک شاپ
سایت فرآنی کودکان
محبت خدا
آیلین عزیز
هرچی بخوای هست (وزن خود را ایده ال کنید)
آشپزی رنگین
ابزار جالب وبلاگ
خصوصی
ابزار وبلاگ

افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 2 نفر
بازديدهاي ديروز : 7 نفر
بازدید هفته قبل : 168 نفر
كل بازديدها : 41727 نفر

RSS 2.0

POWERED BY
NiniWeblog.com